كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
808
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
و بيست و دوم ماه « 1 » حضرت صاحبقران چون روح كه به كالبد درآيد و سلطان جان كه شهر بدن را بيارايد به دار السلطنهء سمرقند درآمد . نظم باز درآمد به شهر كوكبهء شهريار * غيرت فردوس شد از قدمش آن ديار و مزار فايض انوار شاهزاده قثم بن عباس « 2 » رضى اللّه عنهما دريافته شرايط زيارت به جاى آورد و از آنجا به خانقاه مهد عليا تومان آغا فرمود و بعد از نماز پيشين در باغ چنار « 3 » نزول نمود و مجلس عيش آراسته چهرهء روزگار برافروخت و عارض دولت فروغ يافته آتش مدام محنت ايام را تمام بسوخت . بيت هر شاديى كه چرخ ز ما فوت كرده بود * آن را به يك لطيفه قضا كرد روزگار و چند روز ، با طالع سعد و بخت فيروز ، در آن باغهاى فرحبخش نشاط و عيش مىفرمود و درين اثنا ، آغرق و پيلان رسيدند . اهالى ماوراء النّهر كه هرگز پيل نديده بودند ، در آن هيكل عظيم و شكل جسيم حيران مانده بر كمال صنع قادر حكيمآفرين خواندند . نظم اگر پاى پيل است اگر پرمور * ازو يافت هريك ضعيفى و زور و حضرت صاحبقران جهانستان ، از نفايس و تنسوقات ممالك هندوستان ، شاهزادگان و حضرات و كافهء طبقات را على اختلاف درجات از جواهر
--> ( 1 ) . ظف : سه شنبه بيست و يكم شعبان ( ج 2 ص 142 ) . ( 2 ) . ظف : « بعد از استحمام و تطهير تام به زيارت مرقد قثم بن عباس فرمود . » ( ج 2 ص 143 ) . ( 3 ) . ظف : باغ چنار و نقش جهان .